راهنما:نمونه محتوا بندی مطالب 2

از ویکی‌کد، دانشنامهٔ برنامه‌نویسی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


ووووووووووووو: وووووووووووووووو.

توضیحات

ادلّه جمع دلیل است.

معنای لغوی

ادلّه در لغت به معنای مرشد و راهنما است.

معنای اصطلاحی

ادلّه در اصطلاح، به چیزی گفته می‌شود که قابلیت استنباط حکم شرعی از آن وجود دارد.

  • به بیان دیگر، وسیله ای است که مجتهد را -وجداناً یا تعبداً- به حکم واقعی می‌رساند.

این تعریف شامل ادله قطعی و ظنی معتبر (امارات) می‌گردد، اما اصول عملی را در بر نمی‌گیرد، زیرا این اصول به منظور تعیین وظیفه عملی مکلف در حالت شک به کار می‌رود.

.[۱]

مثال

  1. وووووووووووووو

اختلافات

برخی از اصولی‌ها حکم شرعی را اعم از حکم واقعی و ظاهری معنا کرده‌اند. [پن ۱]

  • بر اساس این نظریه، اصول عملی نیز ما را به حکم هر چند ظاهری می‌رساند.
  • شاید تقسیم ادله به ادله اجتهادی (ادله قطعی و امارات) و ادله فقاهتی (اصول عملی) بر همین مبنا باشد، زیرا دلیل اجتهادی مصدر و ریشه حکم واقعی است چه با احراز وجدانی از طریق قطع و چه با احراز تعبدی از راه اماره و دلیل فقاهتی، مصدر و ریشه حکم ظاهری است (در صورتی که مؤدای اماره را حکم ظاهری بدانیم).

اگر دلیل را به» آنچه که مکلف را به حجت می‌رساند «معنا کنیم، شامل اصل عملی و امارات، هر دو، می‌شود، زیرا هر دو، در این امر مشترک اند که باعث اثبات تنجیز و تعذیر (حجیت) در برابر حکم واقعی می‌گردند.

در اصطلاح مشهور اصولیون، دلیل، همان اماره است.[پن ۲]

همچنین رجوع کنید

  • وووووووووووووو

ابهام‌زدایی

منابع قرآنی


پانویس

  1. صدر، محمدباقر، بحوث فی علم الاصول، ج ۱، ص ۲۱
  2. نائینی، محمدحسین، اجود التقریرات، ج ۱، ص ۳.
    • بهبهانی، محمدباقر بن محمد اکمل، الفوائد الحائریة، ص ۴۹.
    • عزیز برزنجی، عبداللطیف عبدﷲ، التعارض و الترجیح بین الادلة الشرعیة، ج ۱،
    • فضلی، عبد الهادی، مبادی اصول الفقه، ص ۱۷.
    • جرجانی، محمد بن علی، کتاب التعریفات، ص 46.

منابع

  1. مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی. فرهنگ‌نامه اصول‌فقه [منبع الکترونیکی]. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۹. ‏ ۹۷۸۶۰۰۵۵۷۰۵۴۰